X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 28 شهریور 1390

نامه ی عاشقانه!



جلسه آخر کلاس،من خیلی خوشحالم که بالاخره داره تموم میشه...

چون واقعا اذیت شدم سر تدریس این کلاس،

ورقه شو که میده تقریبا بدو بدو به سمت در میرم که ...


- خانوووووم؟؟؟


من در حالی که دارم کیفم رو جمع می کنم...


-جانم؟


- این مال شماست...


و برگه ی تقریبا مچاله ای رو میندازه رو کیفم!!

بازش که می کنم این جمله رو می بینم!!!







معلم ازیزم تو بحترین کسی هستی!!!





و من در شگفتم که چطور از این بچه توقع داشتیم انگلیسی یاد بگیره!!!